ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
442
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
ساخت . از آن گذشته توانستم با موفقيت به صورت دود و بخار اين داروها را به بدن مريض برسانم : اشق يا بارزد ، انقوزهء هراتى ، سقز يا مصطكى ، در يك مورد هم قطران ؛ و باز هم براى مواد بسيار ديگرى از قبيل Thus Stirax « 11 » ، كافور ، گنهگنه ، جوهربيد ، حتى پنجهعلى ، بوره ، نشادر و غيره طريق تنفس با قليان را تجويز مىكنم كه برحسب اوضاع و احوال مىتوان به جاى آب كه بخارها و دود از آن مىگذرد مايعات ديگرى كه خنثى باشند و در عوض تنباكو برگهاى بىاثر ديگرى به كار برد . شدت تأثير تنفس از طريق دود قليان در قياس با تنفس آن از يك چپق عادى تقريبا برابر است با نسبت تأثير كلرفورم از راه تنفس و استعمال همان ماده از راه روده . استعمال دخانيات براى گبرها ممنوع است زيرا دين زرتشت اين كار را بىاحترامى به آتش مىشمارند ؛ رعاياى خان بخارا هم حق كشيدن تنباكو ندارند . همچنين فرقهء اشتراكى بابيه منع استعمال دخانيات را پذيرفته است ، اما پيروان آن در عوض مجازند كه حشيش به كار برند . در ولايات شمالى كه اغلب مسكن قبايل ترك و تاتار است به جاى قليان چپق تركى مىكشند . « توتون » چپق را بيش از همه در اطراف درياچهء اورميه مىكارند . برگهاى توتون را به نرمى تمام و تقريبا به صورت گرد مىكوبند و مىمالند ؛ رنگ توتون زرد طلائى است و مقدار نيكوتين آن بسيار اندك است اما عطرى ملايم و مطبوع دارد . توتون كردى - بغدادى از آن قويتر است . « انفيه » را ارمنيان اصفهان از برگهاى مسحوق تنباكو فراهم مىآورند و با ريختن چاى چينى بر روى آن ، آن را تخمير مىكنند . اما قسمت اعظم انفيه به خارج صادر مىشود ، بخصوص به قفقاز ، چه انفيه در خود ايران رواج اندكى دارد و تقريبا هميشه به عنوان وسيلهاى فرعى در چشم درد و سردرد مورد استفاده قرار مىگيرد . تاتوره تاتوره يا جوز ماثل در زمينهاى كود داده شده و در روى تودهء زبالههاى شهرى و دهها مىرويد و اطباى ايرانى سخت بدان اهميت مىدهند . تخم اين گياه در معالجهء بيماريهاى تبلرز ، بخصوص نوبهء ربع ، سردردهاى مزمن ، قطرب و اصولا انواع تشنجها تجويز مىشود ، و روغن حاصل از آن در درمان امراض مقعد و بواسير كه نزد اقوام سواركار به كثرت ديده مىشود و دردناك نيز هست ، به كار مىرود و از اين گياه ضمادهاى تقويتكننده بر اعضاى ضعيف و سست مىاندازند . پسربچهاى دوازده ساله را كه به لكنت زبان دچار بود پدرش نزد من آورد زيرا اين ناراحتى مانع بود كه بتواند ادعيهء عربى را كه بر هر ايرانى از سيزدهسالگى فرض است ، بوضوح تلفظ كند . با خوراندن تخم تاتورهاى كه تازهتازه نرم و سائيده شده بود ، و همچنين كمپرس آب سرد بر روى سر ، توانستم در دو ماه قادرش سازم كه ادعيهء مقرر را بخواند .
--> ( 11 ) . معادل فارسى نام اين دارو در هيچيك از مراجع بدست نيامد . - م .